نوع طلاق ناشی از عسر و حرج زوجه - وکیل مجرب طلاق - 5.0 از 5 از 2 آرا

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

طلاقی که با درخواست زوجه بر اثر عسر و حرج، مورد حکم قرار می گیرد، از نوع بائن است نه رجعی.

خلاصه جریان پرونده:

به حکایت پرونده کلاسه 920095 شعبه دوم دادگاه عمومی ازنا، خانم ن.م به وکالت از خانم ز.ج فرزند م. در تاریخ 91/11/18 ضمن تقدیم دادخواست به طرفیت آقای م.ر فرزند الف. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به منظور اجرای صیغه طلاق، توضیح داده است که موکله او به موجب سند نکاحیه شماره 7996 – 85/6/9 به عقد نکاح دائم خوانده درآمده و از وی صاحب فرزند 4 سال های بنام د. می باشد، بنا به اظهار مشار الیها، زوج از آغاز زندگی مشترک زناشویی با سوء معاشرت های مکرر اقدام به ضرب و شتم او می نمود که بر اثر مصرف مواد روان گردان و شیشه بوده است. لذا رسیدگی بر وفق ماده 1130 قانون مدنی مورد تقاضا است موضوع اختلاف طرفین بدوا به شورای حل اختلاف ارجاع می شود لیکن بدون حصول نتیجه و با صدور قرار عدم صلاحیت به مرجع قضایی عودت داده شده است. دادگاه با تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین، جلسه دادرسی مورخ 1392/3/25 را تشکیل داده، در این جلسه، وکیل خواهان با اظهار مطالبی در خصوص سوء معاشرت و بدرفتاری خوانده و اقدام او به مصرف روان گردان و شیشه انجام آزمایش و معرفی مشار الیه به مراکز تشخیص مصرف مواد و نیز استماع گواهی گواهان را تقاضا نموده و متذکر شده است که زوجه آمادگی قبول حضانت فرزند خود را داشته و کلیه حقوق شرعی و قانونی خود را هم مطالبه می کند. در مورد مریه استحقاقی پرونده کلاسه 910708 شعبه اول حقوقی مطرح و در جریان رسیدگی است، به دستور دادگاه طرفین جهت استماع شهادت شهود خواهان دعوت شده اند، در جلسه مورخ 92/4/24 خانم ز.ج (خواهان) اظهار می دارد: «خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش و الزام خوانده به اجرای صیغه طلاق می باشد ... خوانده دارای اعتیاد می باشد، سوء رفتار دارد و کتک کاری می کند، عملکرد او باعث شده در 12 ماه سال، یازده ماه آن را در منزل پدرم باشم. مرا تهدید نموده استن و فیلم مبتذل برای من گذاشته است. او را به کلینیک ترک اعتیاد در تهران سر بردم و هنوز ترک ننموده است. بالا دیگری هم درگیر شده بینی او را شکانده و بابت آن به زندان رفت. حدود 8 ماه است خرجی نداده است. در صورت طلاق تمامی حقوق خود را می خواهم و از جمله اجرت المثل می خواهم. البته کارهایی که در زندگی مشترک انجام داده ام قصد گرفتن پول نبوده است و به قصد این که خودم آن کار را وظیفه در زندگی می دانستم انجام دادم ... ». آقای م.ر (خوانده) هم گفته است: «اینجانب حاضر به طلاق دادن خواهان نیستم ... اعتیاد ندارم و او را به مرگ تهدید نکردم، سوء رفتار نداشتم، برای خواهان چیزی کم نگذاشتم یک بار به اصرار همسرم برای اطمینان وی به کلینیک ترک اعتیاد در تهران رفتم ولی اعتیاد نداشتم ... همان روز ... شخصی برای بنده عربده کشید و قمه کشید با او درگیر شدم. علت این که در یوم جاری به اینجانب دستبند زده شده، به دادیاری ازنا، شعبه اول رفتم، شکایت شخصی بنام آقای م. بود، من وی را نمی شناسم، فعلا متهم می باشم، او مدعی است که جلوی وی را گرفته و با قفل به صورتش زده ام، در حالی که من این کار را نکرده ام، در تاریخی که ادعا می کند، سرکار بودم. خواهان جهیزیه نداشته است. همسرم خودش ترک منزل نموده است، حاضر نیستم حضانت فرزند مشترک با خواهان باشد.» سپس اظهارات شهود خواهان به شرح آتی استماع گردیده است: 1- آقای م.ر فرزند الف 31 ساله، راننده، با سواد، اهل ازنا (روستای د.) اظهار می دارد: خواهان خواهر زاده ام می باشد: اطلاع دارم که آقای ر. شوهر خانم ز. بارها، او را در حد مرگ کتک کاری و تهدید به مرگ نموده است. دارای اعتیاد می باشد. شیشه و کراک مصرف می کند. از زمستان تا کنون همسرش را رها نموده و خرجی او را نداده است. یک روز سر کار می رود و ده روز بیکار است، هر کجا می رود قلدری نموده و آشوب به پا می کند 2- الف.ر فرزند الف، کشارز، با سواد، 39 ساله، اهل ازنا (روستای د.) اظهار نموده است: خواهان، خواهر زاده ام می باشد. حدود سه بار دیدم که خانم ج. توسط شوهرش کتک کاری شده است. اطلاع دارم و دیده ام که آقای ر. مواد، مصرف می کند و در حمام در حال مصرف بوده است. از برنج نهم تا کنون خرجی همسرش را پرداخت نکرده و قلدر می باشد. همسرش را تهدید به مرگ نموده است 3- ر.الف فرزند ع. 39 ساله، کشاورز، با سواد، اهل ازنا (روستای د.) اظهار داشته است: خواهان دختر با جناقم می باشد، اطلاع دارم که خانم ز.ج هر چند وقت یک بار بعد از کتک کاری توسط همسرش به منزل پدرش آمده است و اطلاع دارم آقای ر. در مجالس عروسی، شیشه مصرف می کند و از حدود 7 ماه پیش خرجی زنش را پرداخت نکرده است. دادگاه پس از استماع اظهارات گواهان تعرفه شده، قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر نموده است تا کارشناس منتخب نسبت به موارد زیر، 1- نفقه معوقه از تاریخ 91/10/1 تا کنون 2- نفقه زمان عده 3- مبلغ نحله 4- مقدار جهیزیه، بررسی و نظریه خود را اعلام نماید. گزارش و نظریه کارشناس و اصل و به شماره 201024 – 92/6/10 ثبت دفتر شده است. مراتب به طرفین هم ابلاغ گردیده است. در مورخ 92/7/8 دادگاه با صدور قرار ارجاع امر به داوری، دستور داده است هر یک از زوجین داور واجد شرایط خود را تعیین و معرفی نماید. به همین لحاظ آقای م.ج. به عنوان داور زوجه و آقای ن.ر به عنوان داور زوج، تعیین شده اند. گزارش و نظریه هر کدام جداگانه تسلیم و پیوست پرونده است و دلالت بر عدم توفیق ایشان در ایجاد سازش و اصلاح ذات البین دارد. برابر اعلام پزشکی قانونی ازنا، خانم ز.ج فعلا حامله نیست. سرانجام دادگاه مطابق دادنامه شماره 200955 – 92/9/28 چنین رای می دهد: « ... خواهان اظهار داشته ... با توجه به این که با خوانده تفاهم ندارد و دارای سوء رفتار و اعتیاد می باشد و کتک کاری می نماید و تهدید به مرگ می نماید و خرجی نمی دهد و شهود و مطلعین اظهارات خواهان را تایید نموده اند و خوانده در دفاع اظهار داشته اعتیاد ندارد و سوء رفتار ندارد و با این که اعتیاد نداشته با اصرار خواهان به کلینیک ترک اعتیاد در تهران رفته است و حاضر نیست خواهان را طلاق دهد و حضانت فرزند مشترک را نیز حاضر نیست با خواهان باشد، موضوع در جهت اصلاح زوجین به داوری ارجاع شده و داوران بر جدائی زوجین نظر داده اند بنابراین دادگاه با توجه به نظریه داوری و اظهارات معنون طرفین و مطلعین و شهود مستند به ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 24 تا 34 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 و مواد 1143، 1148، 1150، 1151 قانون مدنی با شرایط ذیل گواهی عدم امکان سازش و حکم به الزام زوج به طلاق صادر می شود 1- حضانت فرزند مشترک تا سن 7 سالگی با خواهان می باشد. 2- حق ملاقان فرزند مشترک به مدت یک روز در هفته برای زوج در محل اقامت زوجه می باشد. 3- به موجب نامه پزشکی قانونی به شماره 1184 – 92/9/27 زوجه حامله نمی باشد. 4- در خصوص مهریه، زوج باشد وفق پرونده مهریه پرداخت نماید و اجرای صیغه طلاق قبل از دریافت حقوق مالی با رضایت زوجه بلامانع است. 5- در خصوص نفقه معوقه، نفقه زمان عده، نحله زوج باید مبلغ پنج میلیون و هشتاد و هشت هزار تومان در حق زوجه پرداخت نماید. 6- در خصوص سایر حقوق مانند جهیزیه زوج باید در حق زوجه مسترد نماید ولی در خصوص اجرت المثل با توجه به اظهارات زوجه مبنی بر این که قصد تبرع داشته و انجام کار ها به قصد گرفتن پول نبوده، مبلغی به زوجه تعلق نمی گیرد. 7- زوجین با شرایط مذکور می توانند به احدی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه نموده و از یکدیگر جدا شوند و در صورت امتناع زوج به دفتر خانه وکالت اعطاء می گردد نوع طلاق رجعی می باشد و دارای عده به میزان سه طهر می باشد و در زمان عده طلاق، زوجه حق ندارد با دیگری شوهر کند ... اعتبار حکم طلاق شش ماه از تاریخ قطعیت می باشد.» دادنامه فوق الذکر در تاریخ 1392/10/6 به آقای م.ر (زوج) ابلاغ شده و نامبرده در مورخه 1392/11/2 با تقدیم دادخواست نسبت به رای صادره فرجام خواهی نموده است. فرجام خواه به شرح لایحه پیوست دادخواست تقدیمی اعتراضات خود را عنوان نموده و لایحه جوابیه فرجام خوانده نیز پیوست می باشد. بالاخره پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و با وصول و ارجاع آن به این شعبه تحت کلاسه بالا در دستور کار قرار گرفته است. مشروح لوایح طرفین به هنگام شور قرائت خواهد شد. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

«رای دیوان»

رای مورد اعتراض واجد اشکالات زیر است: 1- بر خلاف آنچه در متن رای راجع به اظهار نظر داوران «بر جدائی زوجین» آمده، داور زوج چنین اظهار نظری نکرده است (برگ 71 پرونده) 2- حکم الزام زوج به طلاق بنا به درخواست زوجه بر اثر عسر و حرج، صادر گردیده و علی الاصول باید «به این» تلقی شود و حال آن که در رای صادره «رجعی» اعلام شده است. این امر رافع عسر و حرج زوجه نخواهد بود زیرا در صورت اقدام زوجه به طلاق، از جانب زوج بلااثر و فاقد اعتبار می گردد. 3- خواهان مدعی است که شوهر او معتاد به مصرف شیشه و مواد روان گردان بوده، بالعکس زوج منکر صحت این ادعا است. با توجه به این که حسب اظهار زوجه، او شوهرش را در تهران به کلینیک ترک اعتیاد برده است اقتضاء داشت اولا زوج برای انجام آزمایش و اعلام نتیجه به مرجع ذیربط معرفی می شد. ثانیا با راهنمایی خواهان، سوابق مربوط به اعتیاد زوج، از کلینیک مورد نظر و یا مرکز ترک اعتیاد دیگری که احتمالا مشارالیه مراجعه کرده است، استعلام می گردید. در وضعیت فعلی تحقیقی در خصوص اعتیاد زوج صورت نگرفته است. 4- با قید عبارت « ... سایر حوق مانند جهیزیه ... » در بند ششم قسمت پایانی رای دادگاه، معلوم نیست که زوج غیر از «جهیزیه» کدام حقوق دیگر را باید مسترد نماید. بررسی لازم بررسی لازم و تصریح به این حقوق ضرورت داشته است تا فصل خصومت امکان پذیر باشد. علی ایحال، تحقیقات انجام شده ناقص تشخیص و مستندا به بند 5 ماده 371 و بند «الف» ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی، ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته، رسیدگی مجدد را به همان شعبه صادر کننده رای منقوض ارجاع می نماید.

رئیس شعبه 10 دیوان عالی کشور – مستشار عبدالله پور – میر مجیدی

وکیل مجرب طلاق         09122547699 – 09127923611 – 44963487 –44033677

لینک های مرتبط: